دینار جون

لغت نامه دهخدا

دینارجون. ( معرب، اِ مرکب ) ( شیاف... ) معرب دینارگون. ( کتاب ثالث قانون بوعلی چ طهران ص 65 ). دوای مرکبی است برنگ زر که در بیماری چشم بکار برند. ( یادداشت مؤلف ). مرکب ینفع من امراض العین. انماسمی به لانه شبیه بلون الدینار؛ ای الذهب. ( بحر الجواهر محمدبن یوسف طبیب هروی ).

فرهنگ فارسی

معرب دینارگون.

جمله سازی با دینار جون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیکن امسال به تقلید بت سادهٔ من کمترین شعر مرا هست رواج دینار

💡 خیره جنگی خری به صد دینار تا دلی را کنی به رنج افکار

💡 تا تو ز دینار ندانی پشیز، نه بشناسی غل از انگشتری،

💡 به دیناری از وی صلت می کنی پدیدست کت آخر زندگسیت

💡 مر او را درم داد و دینار داد همان پوشش و خورد بسیار داد

💡 رخ بدین آر و بس کن از دینار زانکه دینار هست فردا نار

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز