لغت نامه دهخدا
دیرگاهان.( ق مرکب ) به دیرگاه. دیرگاه. رجوع به دیرگاه شود.
دیرگاهان.( ق مرکب ) به دیرگاه. دیرگاه. رجوع به دیرگاه شود.
۱ - زمان قدیم مدت دراز. ۲ - دیر وفت بی موقع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «من از نگارشگر روگن ماکار سپاسگذارم برای این یادآور یادها و از او میخواهم تا به من پروا دهد تا دستهایش را بفشرم در این دم که به سالهای گذشته میاندیشم. همیشه از آن شما در زیر انگیختهٔ گاهان سپر شده، پل سزان»
💡 از میان زبانهای ایرانی باستان فقط آثار مکتوب دو زبان فارسی باستان و اوستایی (با دو گرایش گاهانی و متاخر) وجود دارند. برخی دیگر از زبانهای این دوره که آثار غیرمستقیمی از آنها برجای مانده یا براساس موازین زبانشناختی تاریخی میتوان به وجودشان اطمینان داشت آراخوسیایی (رُخَجی) باستان، بلخی باستان، پارتی باستان، خوارزمی باستان، سغدی باستان، شیرازی باستان، کرمانی باستان و مادی هستند.
💡 بسیاری از زرتشتیان امروز محتوای وندیداد را در تعارض با گاهان دانسته و گرچه برای آن اهمیت تاریخی-اسطورهشناختی قائلند آن را قابل استناد دینی نمیدانند.