دید بون

لغت نامه دهخدا

دیدبون. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) بازی است مرعرب را. ( منتهی الارب ). لهو. ( اقرب الموارد ). || بازی و تفرج و سرگرمی. ( ناظم الاطباء ). || بازیچه. ( ناظم الاطباء ). اما دو معنی اخیر در فرهنگهای معتبر عربی دیده نشد.

فرهنگ فارسی

بازی است مرعوبرا.

جمله سازی با دید بون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی دید رستم مَر او را ز دور نشست و نگه کرد مردانِ سور

💡 بر سرم می زد که دیدی تو سزا ناسزایم ناسزا نشکیفتم

💡 مرا از هر که دیدی بیش کشتی مگر کس را نمی‌بینی کم از من؟

💡 نظر چون کرد شهری در نظر دید سوادش از نظر پر نورتر دید

💡 توان دید اگر چهره ماه سلخ شود شاه لهراسپ در شهر بلخ

💡 چنان دید اندر اینجا عین دیدار که میخواهست کل بیند عیان یار

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز