لغت نامه دهخدا
( دوغ آبه ) دوغ آبه. [ ب َ / ب ِ] ( اِ مرکب ) دوغابه. دوغ آب. دوغاب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوغاب شود. || آشی که از شیر سازند. ( آنندراج ). || آشی که از دوغ پزند.
( دوغ آبه ) دوغ آبه. [ ب َ / ب ِ] ( اِ مرکب ) دوغابه. دوغ آب. دوغاب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوغاب شود. || آشی که از شیر سازند. ( آنندراج ). || آشی که از دوغ پزند.
( دوغ آبه ) دوغابه. دوغ آب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن زمان که در این دوغ میفتی چو مگس عجب که توبه و عقل و رأیت تو کجاست
💡 هر کی خورد می صبوح، روز بود شیرگیر هر کی خورد دوغ هست امشب و فردا ترش
💡 آش دوغ یکی از غذاهای مشهور ایران و بیشتر متعلق به منطقهٔ آذربایجان و کردستان است.
💡 دوغ برک یکی از غذاهای ساده سیستان است که با دوغ محلی سیستان طبخ میشود.
💡 ور تو مستی مینمایی در محبت چون نهای عشق گوید دوغ خورد و دوغ خورد او مست نیست
💡 آش دوغ اردبیل (آیران آشی) مهمترین غذای سنتی اردبیل است و بهعنوان غذای سنتی جهانی شناخته شدهاست.