دنبه دنباک

لغت نامه دهخدا

دنبه دنباک. [ دُم ْ ب َ / ب ِ دُم ْ ] ( اِ مرکب ) در اصطلاح عامیانه بازیی است که اطفال کنند و آن چنان است که یکی کفل دیگری به هر دو دست گیرد و دیگری کفل دوم را که گیرنده اولی است در بغل کشد و همچنین هر قدر که باشند، آنگاه اولی شروع به راه رفتن و دویدن کند، گاهی به دست راست و گاهی به دست چپ و به پیچ و خم راه رود و همه می باید کفل آن یکی را که دارد مضبوط نگه دارد که دست او رد نشود و کنده نگردد و اگر یکی گسیخته شود پس هر دو را آورند و هر دو را بر قفا خوابانند نزدیک به یکدیگر به طوری که کف پاهای هر دو محاذی هم باشند وهر یکی را دو نفر دست و پا گیرند هر یک نفر یک دست و یک پا را و از زمین بردارند و چند مرتبه که حکم سالار باشد سرین هر دو را به یکدیگر زنند و آن را قون بقون گویند [ کون بکون ]. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). این بازی با همین تفصیل و مشخصات در آذربایجان ( خلخال ) بین اطفال متداول است و آن را به اصطلاح محلی «چَک اوزاندی » ( بکش دراز شد ) نامند.

فرهنگ فارسی

در اصطلاح عامیانه بازیی است که اطفال کنند.

جمله سازی با دنبه دنباک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود بانو آن دنبه همراه تو که ناگه براندازد این تاج تو

💡 اول نظرم کامد بر دنبه لرزانش گفتم که ازو هرگز یک موی کجا روید

💡 یکی دنبه دیدم در این پهن نغز در او استخوان نیست خود جمله مغز

💡 تا دلم را کشته خود آن بت قصاب کرد در قفای دنبه خود چریوی من آب کرد

💡 دست وجدان‌فروش را بفشرد رفت و آن دنبه را به گرگ سپرد

💡 چون شکم خود را به حضرت در سپرد گربه آمد پوست آن دنبه ببرد

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز