دغل درای

لغت نامه دهخدا

دغل درای. [ دَ غ َ دَ ] ( نف مرکب ) عیب گوی. ( آنندراج ). || منافق. ( آنندراج ).

جمله سازی با دغل درای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درای قافله ام نیست جز صدای شکست که شیشه بارم و این راه سر به سر سنگ است

💡 درای دارای مسجد، دبستان، آب‌انبار (برکه) است، شغل اهالی دامداری است.

💡 وی درای مدرک دکترای مدیریت ورزش است و عضو چهارمین دوره شورای شهر کرج بود.

💡 منطقه بیست شهرداری تهران درای امکان‌های مختلف حمل و نقل عمومی است.

💡 من شتر دل اگر بار غم کشم چه عجب چو نیست گردن جان بی درای اندیشه

💡 سوی این در گه چو سوی کاروان بانگ درای کاروان آز را بانگ صریرش رهبر است