لغت نامه دهخدا
دشت قفجق. [ دَ ت ِ ق ِ ج َ ] ( اِخ ) دشت قفچاق. دشت قبچاق. ( از ابن بطوطه ). رجوع به دشت قبچاق و قبچاق شود.
دشت قفجق. [ دَ ت ِ ق ِ ج َ ] ( اِخ ) دشت قفچاق. دشت قبچاق. ( از ابن بطوطه ). رجوع به دشت قبچاق و قبچاق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می گرفتی راه دشت و کوه پیش می گرستی روز و شب بر حال خویش
💡 نگاهی نمود از یمین و یسار زخون دید آن دشت را لاله زار
💡 که امروز من اندرین دشت جنگ بکوشم چو مردان کین بیدرنگ
💡 چو کردی کوه را و دشت را گشت بر او هم کوه گرییدی و هم دشت
💡 همه راست بر فیض عامش نظر اگر کوه و دشت است اگر بحر و بر