لغت نامه دهخدا
دستجرد پائین. [ دَ ج ِ دِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش ماهان شهرستان کرمان. واقع در 5هزارگزی شمال ماهان و سر راه شوسه کرمان به بم. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
دستجرد پائین. [ دَ ج ِ دِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش ماهان شهرستان کرمان. واقع در 5هزارگزی شمال ماهان و سر راه شوسه کرمان به بم. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از بخش ماهان شهرستان کرمان واقع در ۵ هزار گزی شمال ماهان و سرراه شوسه کرمان به بم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجا که دستجرد در مسیر شاهراهی ایران قرار دارد، از گذشته های دور یکی از روستاهای مهم منطقه بوده و نقش روستای محور و مرکزی را داشته. وسعت روستا و جمعیت آن خود گواه این امر است.
💡 دستجرد روستایی در دهستان قائن بخش مرکزی شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا کمتر از ۳ خانوار بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دستجرد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نفر (۹خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دستجرد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۰ نفر (۸۹خانوار) بودهاست.
💡 سنجگان. [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش دستجرد شهرستان قم که ۶۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).