لغت نامه دهخدا
دست نابرده. [ دَ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سالم. مصون از تصرف. دست نخورده:
ز گنجش یکی بهره برداشتم
دگر دست نابرده بگذاشتم.( گرشاسبنامه ص 315 ).
دست نابرده. [ دَ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سالم. مصون از تصرف. دست نخورده:
ز گنجش یکی بهره برداشتم
دگر دست نابرده بگذاشتم.( گرشاسبنامه ص 315 ).
سالم. مصون از تصرف. دست نخورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را در دل آن بد که نابرده رنج به دست اندر آری گرانمایه گنج
💡 نابرده رنج گنج ميسر نمى شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
💡 نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
💡 نابرده رنج، گنج ميسر نمى شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
💡 دست اندر دست مانده تاکنون از دیرگاه وندر او زین دیرگه بیگانگان نابرده راه
💡 ۱۳۹۱- دومین جشنواره جام جم، جایزه بهترین فیلمنامه سریالهای طنز برای فیلمنامه نابرده رنج