لغت نامه دهخدا
دریاپرور. [ دَرْ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) پرورده ٔدریا. پرورش یافته دریا. دریاپروریده:
نبینی دُر که دریاپرورآمد
از افتادن چگونه بر سر آمد.نظامی.
دریاپرور. [ دَرْ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) پرورده ٔدریا. پرورش یافته دریا. دریاپروریده:
نبینی دُر که دریاپرورآمد
از افتادن چگونه بر سر آمد.نظامی.
پرورده دریا. پرورش یافته دریا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم جهان چو دریا گشت از فراق و دانم گر پا نهد خیالش در دیده جا نباشد
💡 رویت ۳۰٫۷۶ کیلومترمربع مساحت دارد ۴۶۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 ز درد او دهانتلخ است هر دریا که میبینی ز داغ او نکو بنگر که روی مه رقم دارد
💡 ایمانومبو ۱۵٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد و ۳۱۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 اگر تو چون کف دریا سبک کنی خود را ترا سفینه ز موج خطر شود پیدا
💡 دریا به سوز سینه عاشق چه می کند از شبنمی چه آتش خورشید کم شود