دروازۀ امداد

مترادف‌ها

درگاه کمک

فرهنگستان زبان و ادب

{crash gate} [حمل ونقل هوایی] دروازه ای در پیرامون فرودگاه که گروه های امداد و آتش نشانی و بررسی سانحه می توانند از آنجا خود را به سرعت به هواگَرد سانحه دیده برسانند

جمله سازی با دروازۀ امداد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مَه روزه برخاست از بامداد ز دروازۀ شهر بیرون فتاد

💡 محمدتقی‌خان بافقی، علاوه بر باغ دولت‌آباد، به احداث باغی دیگر در جوار دروازۀ چهارمنار نیز همت گماشت که به «باغ دلگشا» معروف گردید. این باغ، مشتمل بر گونه‌های متنوع درختان میوه و گل‌های رنگارنگ بوده است. لیکن عمر او کفاف نداد تا تکمیل این باغ را به چشم خود مشاهده نماید و بدین ترتیب، روحش به عالم اعلی پر کشید.

💡 چون رسد کاروان غیبت و فحش در دروازۀ سخن در بند

💡 خم انگشتریّ این، دو دروازۀ عصمت نگین خاتم او چارسوگاه امان آمد

💡 سازمان‌های خیریه در زمان وقوع بلایای طبیعی، مانند زلزله یا سیل، نقش مهمی در باز کردن دروازۀ امداد و رساندن کمک‌های فوری به آسیب‌دیدگان دارند.

💡 در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی، باز کردن دروازۀ امداد به معنای فراهم کردن امکانات لازم برای افراد مستمند و نیازمندی است که در سختی‌های زندگی به سر می‌برند.

💡 دولت‌ها باید با ایجاد زیرساخت‌های مناسب، دروازۀ امداد و حمایت‌های اجتماعی را برای طبقات آسیب‌پذیر جامعه همواره باز نگه دارند تا از بحران‌های انسانی جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران