انتظارگاه ورود
مترادفها
محل انتظار، سالن انتظار
فرهنگستان زبان و ادب
{taxi-holding position} [حمل ونقل هوایی] محلی مشخص در خزش راه که همۀ هواگَردها و خودروها در محدودۀ آن منتظر می مانند تا مجوز ورود به باند یا عبور از آن را دریافت کنند
ویکی واژه
محلی مشخص در خزشراه که همۀ هواگَردها و خودروها در محدودۀ آن منتظر میمانند تا مجوز ورود به باند یا عبور از آن را دریافت کنند.
جمله سازی با انتظارگاه ورود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اينجا سخن از ورود مخفيانه و بى سر و صداى شب در روز و روز در شب است.
💡 خطاب خیمه جاهش بامتداد به بست ز روزگار قضا، او ره صدور و ورود
💡 به مختار بادا ورود از خدای کز آن بد سگالان بپرداخت جای
💡 چو کرد قافله به یکسان به شام ورود نمود صبح قیامت به چشم خلق قیام
💡 که در وقت ورود اشم بر نوک سنان چون زد سنان سنگدل راس شهید آل عمران را
💡 درون خانه دل دیو را چه زهره ورود خدای هست چو نزدیکتر زحبل ورید
💡 مسافران پس از دریافت شماره، باید در انتظارگاه ورود مستقر شوند تا پس از اعلام نام خود، بتوانند به سالن اصلی فرودگاه مراجعه کنند.
💡 مدیریت فرودگاه اعلام کرد که فضای انتظارگاه ورود برای جلوگیری از تجمع جمعیت، به گونهای بازطراحی شده است که راحتی مسافران را فراهم کند.
💡 در زمانهای اوج شلوغی، فضای انتظارگاه ورود در ایستگاههای اصلی مترو بسیار شلوغ میشود و مدیریت تردد در آنجا بسیار دشوار میگردد.