لغت نامه دهخدا
دره جهود. [ دَرْ رَ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دهدز بخش دهدز شهرستان اهواز. واقع در 12هزارگزی جنوب باختری دهدز. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دره جهود. [ دَرْ رَ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دهدز بخش دهدز شهرستان اهواز. واقع در 12هزارگزی جنوب باختری دهدز. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان دهدز بخش دهدز شهرستان اهواز
دره جهود، روستایی از توابع بخش دهدز شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان دهدز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۴۳ نفر ( ۱۲خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی بدست ملت ترسا همی زنیم اسلام را بدامن دین وصله جهود
💡 «جهودبازی درآوردن» (در ادای مالی تعلل بسیار ورزیدن)، «مثل جهود» و «مثل جهود خیبری» (کسی که بسیار از خون میترسد) و «جهود خون دیده».
💡 تا دل به آن جهود پسر مات کردهام ایمان خود درست به تورات کردهام
💡 فضیل دست در زیر ِ بالین ِ او کرد و زر بیرون آورد و به جهود داد. جهوت گفت: «اوّل اسلام عرضه کن».
💡 آن جهود از ظرفها مشرک شدهست نور دید آن مؤمن و مُدرِک شدهست
💡 گر قرمطى و جهود يا كافر بود از تخت بدار، برشدن منكر بود. (140)