درشت رویی

لغت نامه دهخدا

درشت رویی. [ دُ رُ رو ] ( حامص مرکب ) درشت روی بودن. تندخویی. بدخلقی. || گستاخی.

فرهنگ فارسی

۱ - تند خویی بد خلقی. ۲ - گستاخی.
درشت روی بودن تند خویی بد خلقی

جمله سازی با درشت رویی

💡 گشته چو سوهان به درشتی مثل ناله از او خاسته در هر عمل

💡 زمان و زمین و سپهر آفرید درشتی و نرمی و مهر آفرید

💡 گر درشتی کرد دلتنگی مکن ور به نرمی گویدت گنگی مکن

💡 چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی

💡 که آن شیردل اژدها را بکشت به رای و به تدبیر و تیغ درشت

💡 هر چند قبا درشت تر، ژنده تر است بر قامت اهل علم زیبنده تراست

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز