لغت نامه دهخدا
درب شریف. [ دَ ش َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان، واقع در 72هزارگزی شمال باختری رفسنجان و 15هزارگزی خاور راه مالرورفسنجان به بافق. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درب شریف. [ دَ ش َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان، واقع در 72هزارگزی شمال باختری رفسنجان و 15هزارگزی خاور راه مالرورفسنجان به بافق. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خاک دفن کرده ای آن گوهر شریف خاکش ز سر فرو کن و بنگر که کیمیاست
💡 به همتش نسبت آتش کند ز چار ارکان بدان شریف تر آمد ز هر چهار آتش
💡 جکیم شریف خان را عامل معرفی جنبههای علمی جدید زمان خودش در اروپا میدانند.
💡 شغل و درآمد اکثر مردم شریف این روستا کشاورزی و در کنار آن دامپروری است.
💡 گهر نثار کند بر سر زبان چشمم مرا چو نام شریف تو بر زبان آید
💡 ناممکن است کز دلِ احبابِ مهربان بیرون شود محبّتِ یارِ شریف ذات