لغت نامه دهخدا
درازسبلت. [ دِ س ِ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه سبلت دراز دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درازسبلت. [ دِ س ِ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه سبلت دراز دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
آنکه سبلت دراز دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فکر جمعیت دل کوتهی همّت بود عقده تا باز نشد رشته نگردید دراز
💡 دوش ار چه دلم ز درد هجران پر بود اندیشه من درازی شب بفزود
💡 به تاراج و خون دست کرده دراز چنین تا به رقه رسیدند باز
💡 ز دوری سخن گشت روز دراز کنون خواهم آمد از راز باز
💡 چون بدین منزل رسیدی پاکباز گر همه بر گویمت گردد دراز