لغت نامه دهخدا
دجله دارا. [ دِ ل َ ی ِ ] ( اِخ ) موضعی که بروزگار ساسانیان و اوایل اسلام سرحد روم و دیار اسلام واقع بوده است به حدود شمالی عراق عرب امروزی. ( عیون الانباء ج 1 ص 77 ).
دجله دارا. [ دِ ل َ ی ِ ] ( اِخ ) موضعی که بروزگار ساسانیان و اوایل اسلام سرحد روم و دیار اسلام واقع بوده است به حدود شمالی عراق عرب امروزی. ( عیون الانباء ج 1 ص 77 ).
موضعی که بروزگار ساسانیان و اوایل اسلام سر حد روم و دیار اسلام واقع بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2 - كوه جودى سلسله كار دين است كه در شمال شرقى جزيره (ابن عمر) در مشرق دجله، نـزديـك بـه مـوصـل، واقـع اسـت، و اكـراد آن را بـه لهجه خود (كاردو) و يونانيانجوردى و اعراب آن را جودى خوانده اند.
💡 دانیل خولسن الکسائیت ها(Elkesaites)را کسانی میداند که به نام مندایی نیز شناخته میشدند و بازماندگان آنها درمیان باتلاقهای فرات پایین و دجله زندگی میکنند.
💡 از امر او ستاده چنان قلزم و محیط وز حکم او رونده چنین دجله و فرات
💡 دهر پر تَنبُل به جیحون با پدر شد قهرورز چرخ پر دستان به دجله با پسر شد کینهور
💡 تا بر کنار دجله دوش آن آفت جان دیدهام از خون کنارم دجله شد تا خود چرا آن دیدهام
💡 آبی به حلق سوخته ی او نریختند با آنکه دجله آب شد از فرط التهاب