لغت نامه دهخدا
دانه داشاق. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی زعفران خودرو در طالش.
دانه داشاق. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی زعفران خودرو در طالش.
قسمی زعفران خودرو در طالش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجبی نیست دل صائب اگر رام تو شد دانه خال تو در دام کشد وحشی را
💡 یک دانه نقل از کف رندان درد نوش در دست ما ز سبحه صد دانه خوشتر است
💡 هر که آمد پیش آن کان ملاحت سرگذاشت از زمین شور بیرون شد نباشد دانه را
💡 زلف پر چین پی صیدم چو پراکنده کند دانه دام بلا، خال فریبنده کند
💡 ای دل به هرزه چند در این و آن زنی خود را به بوی دانه بهر دام افکنی
💡 شکستم قدر خود را در جهان از خوش عنانیها من سرگشته، آب آسیای دانه خویشم