داغ نشستن
«داغ نشستن» اصطلاحی مرکب در فارسی است که به معنای «ثابت شدن اثر داغ» یا «نشستن و ماندگار شدن اثر داغ» به کار میرود. این اصطلاح به شکل استعاری و ادبی نیز در شعر و متون کلاسیک فارسی به کار رفته و بار معنایی عاطفی و روانی دارد. در متون شعری، «داغ نشستن» میتواند به معنای تجربه رنج، درد یا محبت شدید باشد که اثر آن همچون داغی بر دل یا جان شخص باقی میماند. نمونهای از کاربرد آن در اشعار ظهیر فاریابی چنین است: «چه داغها که ز چرخم نشسته بر سینه / چه اشکها که ز چشمم دویده بر رخسار»، که نشاندهنده تأثیر پایدار رنج و غم است. در آثار ادبی و شعری، این واژه برای بیان شعلهور شدن درد و حرمان در دل و جان انسان به کار رفته است. «داغ نشستن» میتواند اشاره به تجربه عاطفی عمیق داشته باشد، به گونهای که اثر آن نه تنها جسم، بلکه روح و روان فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.
لغت نامه دهخدا
داغ نشستن. [ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) قرار گرفتن داغ. پدید آمدن اثر داغ بطور ثابت در:
چه داغها که ز چرخم نشسته بر سینه
چه اشکها که ز چشمم دویده بر رخسار.ظهیر فاریابی.تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است
صدگونه داغ بر دل حیران نشسته است.مجدهمگر.تا سحر آمدشد همصحبتانم گرم شد
شعله برمی خاست از دل داغ حرمان می نشست.ملاشکوهی همدانی.درد تو در تمام بدن جای جان گرفت
داغ تو در میانه جان دل نشین نشست.باقر کاشی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
قرار گرفتن داغ
جمله سازی با داغ نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی شعلههای آتش به پوست دست برخورد کردند، احساس شد که بلافاصله داغ نشستن آتش باعث ایجاد درد شدید و سوختگی در آن ناحیه شده است.
💡 چشمان او از شدت دود حاصل از آتشسوزی دچار سوزش شده بود و احساس میکرد که داغ نشستن ذرات سوخته در چشمهایش بسیار آزاردهنده است.
💡 در برخی متون قدیمی، از عبارت داغ نشستن برای توصیف شدت سوزش و تأثیر مستقیم حرارت بر روی اجسام یا پوست انسان استفاده میکردند.