داغ دیدگی
«داغدیدگی» مفهومی عمیق و انسانی است که به حالت و وضعیت فردی اشاره دارد که یکی از عزیزان خود، مانند فرزند، خویشاوند یا دوست نزدیک را از دست داده و در نتیجه دچار اندوهی سنگین و تأثیرگذار شده است، بهگونهای که این فقدان نهتنها یک غم ساده بلکه تجربهای عاطفی و روانی عمیق را در زندگی او ایجاد میکند. این واژه از نظر معنایی با مفاهیمی همچون سوگواری، عزاداری و داغداری هممعنا است و بیانگر تجربهای درونی است که در پی از دست دادن یک رابطه ارزشمند شکل میگیرد و میتواند بر تمام ابعاد زندگی فرد تأثیر بگذارد. از نظر لغوی، داغدیدگی به حالتی اطلاق میشود که در آن فرد از شدت غم و اندوه ناشی از مرگ عزیزان، دلسوخته و مصیبتزده شده و آثار این رنج در احساسات و رفتار او نمایان میشود. در کاربرد عملی، این اصطلاح نشاندهنده نوعی جراحت روحی است که ممکن است برای مدت طولانی در ذهن و قلب فرد باقی بماند و روندی تدریجی برای التیام داشته باشد. این مفهوم بیشتر در زمینه سوگ ناشی از مرگ عزیزان، بهویژه در فقدانهای بسیار نزدیک و دردناک، بهکار میرود، اما در معنایی گستردهتر میتواند شامل هر نوع فقدان عاطفی مهم نیز باشد که برای فرد ارزشمند بوده است. از نظر زبانی، واژههایی مانند سوگوار، داغدار، مصیبتدیده، دردمند و جگرسوخته بهعنوان مترادفهای آن شناخته میشوند و هر یک جنبهای از این حالت احساسی را بازتاب میدهند.
مترادفها
لکهدار شدن، ننگ
لغت نامه دهخدا
داغ دیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی داغ دیده. رجوع به داغ دیده شود.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی داغ دیده
جمله سازی با داغ دیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او به دلیل شکستهای تلخ گذشته در فعالیتهای اجتماعی، نوعی داغ دیدگی نسبت به پروژههای گروهی پیدا کرده و ترجیح میدهد همیشه تنها کار کند.
💡 داغ دیدگیهای قدیمی گاهی باعث میشوند که افراد در مواجهه با موقعیتهای مشابه، واکنشهای بیش از حد احساسی و غیرمنطقی از خود نشان دهند.
💡 نباید اجازه دهیم داغ دیدگیهای گذشته مانع از تلاش دوباره ما برای رسیدن به آرزوهای بزرگ و هدفهای مهمی که در زندگی داریم بشود.