داغ برکشیده

لغت نامه دهخدا

داغ برکشیده. [ ب َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) داغ کرده:
فلک چو طفل عرب طوقدار شد ز هلال
که چون غلام حبش داغ برکشیده اوست.خاقانی.

جمله سازی با داغ برکشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی برکشیده رک از تن چو چنگ یکی کعب سوراخ کرده چو نا

💡 ربابی در برش چون کشتی نوح برویش برکشیده خام چنگی

💡 بجنبان عنان اندر این رزمگاه میان دو صف برکشیده سپاه

💡 سواران ایران به کردار دیو دمان از پسش برکشیده غریو

💡 سراندر سرآورده آزاد سرو نوا برکشیده خرامان تذرو

💡 ز تیغ آتشی برکشیده چو آب کزو خیره شد چشمه‌ی آفتاب

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز