لغت نامه دهخدا
داغ برچیدن. [ ب َ دَ ]( مص مرکب ) دور کردن داغ ( ؟ ) ( آنندراج ):
مرهم طلبم ز سینه داغم برچین
از زهر بنالم شکرم پیش انداز.ظهوری.
داغ برچیدن. [ ب َ دَ ]( مص مرکب ) دور کردن داغ ( ؟ ) ( آنندراج ):
مرهم طلبم ز سینه داغم برچین
از زهر بنالم شکرم پیش انداز.ظهوری.
دور کردن داغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کدورت چیدهای جدی نما تا بینفس گردی صفای دیگرست از فیض برچیدن دکانها را
💡 پورمحمدی شعار «دولت قرار» را برای کمپین خود برگزید. او خواستار تکمیل طرح اینترنت ملی و ایجاد یک پیامرسان داخلی قوی و برچیدن فیلترشکنها شد. همچنین از تقویت تحزب در فضای سیاسی دفاع کرد و مدل اقتصادی مدنظر خود را اقتصاد آزاد بازار نامید.
💡 ورزشگاه ۹۷۴ پس از اتمام جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ و برچیدن، قرار است برای انتقال و بازسازی در مالدونادوی اروگوئه برای میزبانی مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۳۰ در صورت موفقیتآمیز بودن پیشنهاد این کشور مورد استفاده قرار بگیرد.
💡 ز نقش نرد نتوان جمع کردن خاطر خود را چو چیدی مهره را آنقدر هم برچیدنی دارد