داش دیمه

لغت نامه دهخدا

داش دیمه. [ دُ م َ / م ِ ] ( ترکی، ص مرکب ) پُرتاب. بادوام. ( جامه ). داش دگمه. رجوع به داش دُگمه شود.

فرهنگ فارسی

پرتاب

جمله سازی با داش دیمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیمه کوه خائیز، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 زنگی دیمه که سرچشمه‌ی حیات بویی عاجِ تَنْ ره دیمهْ کِه رنگ داشته شویی

💡 دوستْ ره دیمه حَمّوم بَزه خنهْ آینْ زلفْره دیمه که شه تکْ هائیته دارن

💡 دیمه داغر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شادگان در استان خوزستان ایران است.

💡 به مهْد اَندرونْ دیمه چِهْ سُورپییونْ خِسْ دِ پنج و چاهارْ، دلْ‌رِهْ بِدامه شِهْ دَسْ

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز