دار علقمه

لغت نامه دهخدا

دار علقمه. [ رُ ع َ ق َ م َ ] ( اِخ ) بنایی در مکه، منسوب به طارق بن المعقل از بنی کنانه. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

بنایی در مکه

جمله سازی با دار علقمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر مى خواهى از من بپرس و سپس پاسخى قانع كننده را از من دريافت كن: اينجا مكانمقدسى است كه در آن دست چپ حضرت عباس عليه السلام، آن درياى كرم، قطع شده است.آرى در اينجا دست چپ او واقع شد، پس از آنكه دست راستش در كنار علقمه از تن جداگرديده بود. اشك ديدگان خويش را بر رخسار جارى ساز و در اين غم گريه كن، كهشايسته است به جاى اشك، خون گريه كرد. (260)

💡 زيارت عاشورا را نيز از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم ومشغول زيارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم.

💡 عتبة بن علقمه مى گويد: وارد شدم بر على (ع ) و ديدم نان خشكيده اى با كمى شيرميل مى فرمود. گفتم: يا اميرالمؤ منين ! چگونه با اين غذا زندگى مى كنى ؟ فرمود:رسول خدا(ص ) خشك تر از اين نان مى خورد و خشن تر از اين جامه كه در بر من است، مىپوشيد و من مى ترسم كه اگر جز اين كنم، بهرسول خدا ملحق نشوم.

💡 ما خيمه هاى خود را بر لب نهر علقمه برپا كرديم و سپاه ما آب را بر روى امام حسين (ع) و يارانش بستند تا اين كه همگى آنان كشته شدند، و اين در حالى بود كهاهل و عيال آن بزرگوار همه تشنه بودند.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز