دار ابی قطبهالخن

لغت نامه دهخدا

( دار ابی قطبةالخن••• ) دار ابی قطبةالخناق. [رُ اَ ق ُ ب َ تِل ْ خ َن ْ نا ] ( اِخ ) خانه ابوقطبه خناق است که کوفه بوده. این شخص یکی از خناقین است که پیروان ابومنصور العجلی بوده اند. ابومنصور کسی است که مدعی امامت شده و گفته است: من به آسمان رفتم و خدا را دیدم او دستی بر سر من کشید و گفت: فرزند بزمین بازگرد و مردم را بسوی من بخوان. این ابومنصور بدستور حاکم بغداد در زمان هشام بن عبدالملک اموی بدار آویخته شد. خناقین معتقد بسرکوبی عقاید و زور و ستم بر مردم بوده اند. رجوع به عیون الاخبار ج 2 ص 147 شود.

جمله سازی با دار ابی قطبهالخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنده کند پدر را فرزند نیکنام نام پدر تو از پسر خویش زنده دار

💡 وگر خزاین قارون و ملک جم داری نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازاری

💡 بیدلان را به نگاهی چو نگه داری دل از دو چشم تو تمام است مرا نیم نگاه

💡 به هر کجا که تو ای سروناز جا داری به هیچ کوی از آنجا گذر نخواهم کرد

💡 به پیش‌مرگیِ وی‌، پیشکارِ ناکسِ او نخست کرد سر چوب دار را تقبیل

💡 طبع او بحریست کابش هست برو مکرمت دست او ابریست کاحسان و سخا دار مطر

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز