خیمه ٔ بلند

لغت نامه دهخدا

خیمه بلند. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ ب ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. فلک. گردون:
چند گردی گردم ای خیمه بلند
چند تازی روز و شب همچون لوند.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمان فلک گردون

جمله سازی با خیمه ٔ بلند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از کشتن من چو فرخنده شاه بیاید سوی خیمه با اشک وآه

💡 ز یاد خیمه لیلی همان روزم سیه باشد اگر با دیده آهو شوم همخانه در صحرا

💡 آب چو خاکی بُده باد در آتش شده عشق به هم برزده خیمه این چار را

💡 لاله از داغ تمنای بهار عارضت کرد در صحرای خجلت خیمه حسرت طناب

💡 زمانی به خیمه همی بنگرید خروشی چو شیر ژیان بر کشید

💡 بیا که باغ نکوتر ز روی دلخواهست بهار خیمه برون زن چه جای خرگاهست