خیره چشمی کردن

لغت نامه دهخدا

خیره چشمی کردن. [ رَ / رِ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیشرمی کردن. پررویی کردن. لجاجت کردن. خودسری کردن. خیره سری کردن. عناد کردن. خودرایی کردن.

فرهنگ فارسی

بیشرمی کردن پر رویی کردن

جمله سازی با خیره چشمی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق ز آغاز همه حیرتست عقل در او خیره و جان گشته دنگ

💡 پیش تواند حاضر اهل جفا و لعنت لعنت چرا فرستی خیره به چین و ماچین؟

💡 کرا بانگ و نامش شود زیر خاک چه شادی کند خیره بر بانگ زیر؟

💡 در ایشان خیره شد هر کس که می‌تاخت که خسرو را ز شیرین باز نشناخت

💡 نه ایدر به پیکار و جنگ آمدیم که خیره بکام نهنگ آمدیم

💡 که چشم فلک اندر آن خیره گشت پر از کشته شد سربسر روی دشت

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز