خویشتن پروردن

لغت نامه دهخدا

خویشتن پروردن. [ خوی / خی ت َ پ َرْ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تربیت نفس. ( یادداشت مؤلف ). || تن پروردن. خوش گذرانی کردن.

فرهنگ فارسی

تربیت نفس یا تن پروردن

جمله سازی با خویشتن پروردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گرد خانه همچون باد می‌گشت به کار خویشتن استاد می‌گشت

💡 بیهوده به ریش خویشتن می‌خندند کاین کار کسی دگر همی‌گرداند

💡 بدو گفت کای شاه ترکان چین به یک تن مزن خویشتن بر زمین

💡 چو یکسر خاطرش با خویشتن دید چو یک جان با خود او را در دو تن دید

💡 چه خود را می زنی بر تیغ آه خانه سوز من مرا بگذار صائب تا به حال خویشتن باشم

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز