خویشتن نگاه دا

متضادها

فروتنی، خودکم‌بینی

لغت نامه دهخدا

خویشتن نگاه داشتن. [ خوی / خی ت َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تعفف. عفاف ورزیدن. پرهیزگاری کردن. پرهیزکردن. || خود را بر کنار داشتن. احتراز. احتراس. صیانت. ( لغت ابوالفضل بیهقی ).

جمله سازی با خویشتن نگاه دا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در خم چوگان ماه نو به صنع خویشتن آسمان ماننده ی گوی مدور آفرید

💡 از تو چه نشان دهد به وجهی آن را که ز خویشتن خبر نیست

💡 و گوید آفت بنده آنست که بهرحال که بود از خویشتن رضا دهد.

💡 پیش از آن کت اجل کند در خواب خویشتن را به زندگی دریاب

💡 آشفته را مران تو زگلزار خویشتن بی عندلیب نیست سزا طرف لاله زار

💡 یک عمر ز خویشتن سفر کن و آن گاه دل در خم زلف ماهرویان بگذار

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران