خویشتن ارا
مترادفها
خودپسند، خودستایشگر
متضادها
خودکمبین، فروتنی
لغت نامه دهخدا
( خویشتن آرا ) خویشتن آرا. [ خوی / خی ت َ ] ( نف مرکب ) خودآرا. خود جلوه گر. ( یادداشت مؤلف ). خویشتن آرای. رجوع به خویشتن آرای شود.
فرهنگ فارسی
( خویشتن آرا ) خود آرا خود جلوه گر
جمله سازی با خویشتن ارا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میآیی و دمی دو سه در کار میکنی ما را به دام خویشتن گرفتار میکنی
💡 مضمون و درونمایهٔ کتاب در خصوص کشمکش درونی فرد در خصوص گناه انجام داده است. داستایفسکی مسئلهٔ رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است.
💡 لا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً امروز بر خویشتن هلاک نه یک بار خوانید، وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً (۱۴) که هلاک فراوان خوانید.
💡 من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن گر وی به تیرم میزند اِستادهام نُشّاب را
💡 آزار او کشند به عمدا به خویشتن زانسان که که کشد به سوی خویش کهربا