لغت نامه دهخدا
خونیک گدار. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. واقع در دوازده هزارگزی شمال خاوری قاین بر سر راه شوسه قاین به رشخواربا 259 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
خونیک گدار. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. واقع در دوازده هزارگزی شمال خاوری قاین بر سر راه شوسه قاین به رشخواربا 259 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در دوازده هزار گزی شمال خاوری قاین بر سر راه شوسه قاین به رشخوار با ۲۵۹ تن سکنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیاه خونیک روستایی در دهستان نه بخش مرکزی شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۰۶ نفر (در ۳۸ خانوار) بوده است.
💡 کوه جانجا یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر خونیک استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 جنوب غرب استند یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر خونیک استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس کالرملانژ است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه میرسد. در این اندیس، پاراژنزهای کالکوسیت،بورنیت یافت میشوند.
💡 خونیک یک روستا در ایران است که در بخش مرکزی شهرستان سربیشه واقع شدهاست. خونیک ۲۴۶ نفر جمعیت دارد.
💡 مردنجان، 33 - حوض خانه دهانزو، 34 - خاتمه، 35 - خوشمنزل، 36 - خونیک،