لغت نامه دهخدا
خونیک میرعباس. [ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. واقع در 43 هزارگزی جنوب خاوری خوسف. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
خونیک میرعباس. [ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. واقع در 43 هزارگزی جنوب خاوری خوسف. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در ۴۳ هزار گزی جنوب خاوری خوسف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن جمله ولایت لشت نشا را به میرعباس سلطان سپهسالار او داد و سپهسالاری لاهیجان را به طالشه کولی یکی دیگر از سرداران او سپرد.
💡 دارای مسجد، و خانه بهداشت و ۹۰۰هکتار زمین کشاورزی هستند که به دلیل نبود اب بصورت دیم (بشی) کشاورزی میکنند و دارای مکان تفریحی بسیاری از جمله کوههای میرعباس، کوه اسپی وپش رخ هست که زیستگاه حیواناتی مانند کل وبز وپلنگ میباشد.
💡 در سال ۱۳۹۸ ترجمۀ تازهای به قلم کاوه میرعباسی و ویرایش مهدی نوری و علیرضا اسماعیلپور در نشر ماهی منتشر شد. مهدی نوری، ویراستار این ترجمه، همزمان با انتشار کتاب مقالهای در وبسایت کاغذ منتشر کرد و کوشید ضرورت بازترجمۀ نه داستان را توضیح دهد.
💡 این کتاب توسط کاوه میرعباسی از زبان اسپانیایی به فارسی ترجمه شده ضمن آن که ترجمه انگلیسی اثر به قلم مارگرس سایرس پیدن مطمح نظر مترجم بودهاست. این کتاب را نشر آگه در سال ۱۳۸۱ منتشر کردهاست.