خون پالودن
لغت نامه دهخدا
خون پالودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خون فشاندن. خون دوانیدن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خون فشاندن خون دوانیدن
جمله سازی با خون پالودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بايد بنده به همان صورتى كه در ركعت اوّل از نافله هاى ظهر و پيش از آن ذكر نموديم، در نماز وارد شود، و با بجا آوردن نماز به اين نيّت كه: نماز واجب ظهر را به خاطروجوبش و به منظور اينكه بدين وسيله خداوند - جلّ جلاله - را از آن جهت كه زيبنده عبادتاست، پرستش كنم بجا مى آورم، در اخلاص نيّت و پالودن باطن خويش بكوشد، و باانجام تكبيرهاى هفتگانه و دعاهاى بين آنها نماز را شروع كند.
💡 پروهشگرانی که متدالاجی یا روششناسی رتبه اعتماد را ارائه کردند، به پالودن و خالص تر نمودن کارشان بواسطه ارزیابی موضوعات مرتبط همچون اندازهگیری انبوه هرزآگهی نیز ادامه دادند.
💡 پزشکان معتقدند که مصرف برخی گیاهان دارویی میتواند در روند خون پالودن و از بین بردن سموم از بدن نقش مهمی ایفا کند.
💡 در متون قدیمی، بسیاری از مراسم آیینی با هدف خون پالودن و پاکسازی روح و جسم از آلودگیهای معنوی برگزار میشدند.
💡 تغذیه سالم و نوشیدن آب فراوان، یکی از سادهترین و موثرترین روشها برای کمک به فرآیند خون پالودن در سیستم بدن است.