خون بگردن کسی

مترادف‌ها

دین، بدهی، مسئولیت

لغت نامه دهخدا

خون بگردن کسی بودن. [ ب ِ گ َ دَ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قاتل کسی بودن. قتل کسی بگردن کس دیگر بودن:
نخست روز که دیدم رخ تو دل می گفت
اگر رسد خللی خون من بگردن چشم.حافظ.

جمله سازی با خون بگردن کسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدين ترتيب، بت شكن بزرگ تاريخ، تمامى بتها را كه بشدت با آنها دشمن بود، درهم شكست و سپس تبر را بگردن بت بزرگ كه در صدر تالار قرار داشت و از شكستهشدن در امان مانده بود گذاشت و با خيال آسوده از بتخانه خارج شد.

💡 بس این نشانه شب خیزیم که طایر تسلیم ز بطن طوق بگردن چو قمری سحر آمد

💡 گر بود رستم دستان که بود پا بستت گر از آن زلف تواش رشته بگردن فکنی

💡 مساءله 28 - اگر نزد همسرش كسى را ببيند كه دارد با او زنا مى كند، اگر بفهمدكه زنش خود رام او بوده مى تواند هر دو را بهقتل برساند نه گناهى بگردن او است و نه قصاصى، بدون فرق بين اينكه هر دومحصن (يعنى با همسر) باشند يا نه و همسرش همسر دائمى باشد يا انقطاعى، كه به اودخول كرده باشد يا نه.

💡 مساءله 7 - اگر غسل جنابت و يا حيض وامثال آن بگردن ميت بوده باشد همان غسل ميت كافى از جنابت نيز هست.

💡 هزار خون تو بگردن گرفته ای، ما دست بحیرتیم که در گردن تو چون آریم

💡 او همیشه احساس می‌کرد که اگر در آن حادثه تلخ دخالت نمی‌کرد، خون بگردن کسی نبود و می‌توانست با وجدان راحت‌تری زندگی کند.

💡 در داستان‌های قدیمی، وقتی شخصی مرتکب ظلم بزرگی می‌شد، اطرافیان می‌گفتند که خون بگردن کسی است و عدالت حتماً در آینده برقرار خواهد شد.

💡 اگر تصمیمات مدیریتی ناعادلانه منجر به از کار افتادگی معیشت خانواده‌ها شود، قطعاً خون بگردن کسی خواهد بود که مسئولیت این تصمیمات را بر عهده دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران