لغت نامه دهخدا
خون بابا. ( اِخ ) نام تیره ای از طایفه حمزائی ایل چهارلنگ بختیاری. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 75 ).
خون بابا. ( اِخ ) نام تیره ای از طایفه حمزائی ایل چهارلنگ بختیاری. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 75 ).
نام تیره ای از طایفه حمزائی ایل چهارلنگ بختیاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (مودندو) بزرگترین دهل اهل هوا ست و بابا یا کسی که قرار است مودندو را بزند همیشه روی چارپایهای عقب دهل مینشیند.
💡 بابا اينهمه راه آمدم تو را پيدا كنم ! ولى نه تنها تو را پيدا نكردم، بلكه خودم را همگم كردم.
💡 فاضل فاضلی پارسا یا فاضل اجبوری معروف به بابا فاضل (تولد ۱۲۹۲ – درگذشت ۱۳۹۱) بازیگر سینما تلویزیون و تئاتر اهل ایران بود.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به بابا نوئل و شوگرل اشاره کرد.
💡 بابا رئیس یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر ملایر استان همدان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
💡 بابا رمضان روستایی در دهستان هزارمسجد بخش مرکزی شهرستان کلات استان خراسان رضوی ایران است.