لغت نامه دهخدا
خوشگوار کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سریعالهضم کردن. سریعالانهضام کردن. || گوارا کردن. عذب کردن.
خوشگوار کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سریعالهضم کردن. سریعالانهضام کردن. || گوارا کردن. عذب کردن.
سریع الهضم کردن یا گوارا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت خوشگوار جزو یکی از قویترین و پرفروشترین کارخانههای ایران هست.
💡 آب این دهستان از چشمهای خوشگوار به نام چشمه قلقل تأمین میگردد که بیشترین مصرف آن در بخش کشاورزی است.
💡 خسته دل تر می شوم تا تلخ تر نوشم دوا پند مردم در مذاقم خوشگوار افتاده است
💡 زان می چون لعل ناب کز مدد او مدام عیش بود بر دوام عمر بود خوشگوار
💡 خون دل چون آب حیوان بر تو گردد خوشگوار با سفال خود قناعت گر ز جام جم کنی
💡 در میان انجمن بخرام و ساقی باش از آنک باده سوری زمرد گلرخ آید خوشگوار