لغت نامه دهخدا
خوش پیشانی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه پیشانی زیبا دارد. || آنکه طالع خوش دارد. خوش اقبال. خوب طالع.
خوش پیشانی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه پیشانی زیبا دارد. || آنکه طالع خوش دارد. خوش اقبال. خوب طالع.
آنکه پیشانی زیبا دارد یا آنکه طالع خوش دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز چشم پاک شبنم، می شود گل زهره پیشانی مپوش از دیده من زینهار آن روی زیبا را
💡 شوم محو فنا تا خاک آن ره بر سرم باشد مباد از سجده بینم آستانش زیر پیشانی
💡 چشم تنگت، ترکتاز و حاجبت پیشانی است زان نمیآید کسی در چشم جادوی شما
💡 چند بر خاک نهی پیش بتان پیشانی عذر پیش آر که هنگام پشیمانی شد
💡 کید، حلقه یا زنجیرطلایی که بالای پیشانی، روی موی سر میبندند.