خوش پذیرائی
مترادفها
مهماننوازی، استقبال گرم، خوشآمدگویی
متضادها
بد پذیرایی
لغت نامه دهخدا
خوش پذیرائی. [ خوَش ْ / خُش ْ پ َ ] ( حامص مرکب ) خوب پذیرائی. نکوپذیرائی. عمل پذیرائی خوب کردن. عمل نیکوپذیرائی نمودن. || ( ص مرکب ) که نیکو دارد. که نیکو تیمار دارد و تعهد کند مهمان را.
فرهنگ فارسی
خوب پذیرائی نکو پذیرائی
جمله سازی با خوش پذیرائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در خانههای دهستان اولین اتاق جنب درب ورودی به نام مجلس نامیده میشود که مخصوص پذیرائی مهمان است و منظور این است که اشخاص بیگانه به حیاط خانه وارد نشوند وزن و بچه را نبینند، جلو در خانه یک سکوی بزرگ میسازند که در شبهای گرم تابستان به جای مجلس وخابیدن از آن استفاده میکردند.
💡 یهودیان باورمند، در هفت روز عید سوکوت غذای روزانه خود را در سوکا صرف میکنند و مردان شب را به تنهایی در داخل آن به روز میرسانند. در ایام عید سوکوت، یهودیان به دید و بازدید از یکدیگر میروند و در سوکا از یکدیگر پذیرائی میکنند.
💡 مردم سوادکوه در پذیرائی و تزئین سفره غذا نیز دارای ذوق و سابقه درخشانی میباشند در طبخ غذا هم هنر و ظرافت بسیاری بهکار میبرند. برخی از غذاهای سنتی این منطقه عبارتند از:
💡 این قسمت از شهر دوسلدورف محل تفریح و گردش برای توریستهای خارجی و داخلی و اهالی خود شهر میباشد. میگویند اگر تمام بارهای (میز بلند در یک کافه که در جلوی آن از مشتری پذیرائی میشود) کافههای این شهر قدیمی را بههم وصل نمایند، بلندترین بار دنیا خواهد شد. اهالی شهر بدین گونه از شهر خودشان تعریف و تبلیغ میکنند.
💡 میهمانان پس از رسیدن به این روستا، از خوش پذیرائی و برخورد صمیمی اهالی محلی بسیار شگفتزده شدند و از آن شبها خاطرات خوبی داشتند.
💡 سنت خوش پذیرائی از غریبهها و مسافران، یکی از ویژگیهای بارز و برجسته فرهنگ و اخلاق اصیل مردم این منطقه در طول تاریخ بوده است.
💡 میزبان با خوش پذیرائی و ارائه بهترین غذاهای سنتی، تلاش کرد تا حس راحتی و آرامش را در دل تمام مهمانان دعوت شده ایجاد کند.