لغت نامه دهخدا
خوش مسلک. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه روش کار خود نکو داند.آنکه براه راست و روش نکو رود. خوش طریقت. خوش روش.
خوش مسلک. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه روش کار خود نکو داند.آنکه براه راست و روش نکو رود. خوش طریقت. خوش روش.
آنکه روش کار خود نکو داند آنکه براه راست و رشن نکو رود.
💡 پیشینه پیروان این مسلک در استان کرمانشاه با قومیت کرد و لک میباشد ولی اقلیتی را از بین اقوام آذری، فارسی زبانان و مردم لر تشکیل میدهند.
💡 طلا خدا و طمع مسلک و طریقت شر جز آستانهٔ پندار، سجدهگاهی نیست
💡 از دلایل داده زاهد مسلک حق را زدست ره چو تار سبحه در سنگ نشان گم کرده است
💡 در دیده ما فقر و غنا هر دو یکیست در مسلک ما شاه و گدا هر دو یکیست
💡 از ازل تا به ابد بهره چه باید ز سلوک سالکی را که ره حب تو نبود مسلک