خوش سرشتی
مترادفها
خوشخلق، نیکسرشت
متضادها
بد سرشتی، بد ذات
لغت نامه دهخدا
خوش سرشتی. [ خوَش ْ / خُش ْ س ِ رِ ] ( حامص مرکب ) خوش طینتی. خوش فطرتی. خوش ذاتی.
فرهنگ فارسی
خوش طینتی خوش فطرتی
جمله سازی با خوش سرشتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک روز خوشی به خود نبیند هرگز کو همسر زشت بد سرشتی دارد
💡 همه گر دوزخیایم ار بهشتی تو میدانی و تو تا چون سرشتی
💡 عطاروار یک چند از کبر و ناز و گشی سنبل به عنبر تر بر سر همی سرشتی
💡 سرشتی درشت و نهادی ست بد ببیند ز پیش آن که دارد خرد
💡 تو آن مسیح سرشتی که می کند باطل لبت به گاه سخن معجز مسیحا را
💡 در دولت و ملت همی از پاک سرشتی ترویج کند قاعده فرض و سنن را
💡 آن کودک با خوش سرشتی و رفتار مودبانه خود، باعث شده بود که همه همسایهها او را بسیار دوست داشته باشند و از او تعریف کنند.
💡 ما معتقدیم که خوش سرشتی و اصالت ریشه در تربیت خانواده دارد و فرد با شخصیت خوب، محصول محیطی سالم و پر از محبت است.
💡 او با خوش سرشتی و قلب پاکی که داشت، همواره به دنبال کمک به دیگران بود و هیچگاه از انجام کارهای خیرداری دریغ نمیکرد.