خوش دهنی
مترادفها
خوشزبانی، شیرینگویی
متضادها
بددهنی، تندزبانی
لغت نامه دهخدا
خوش دهنی. [ خوَش ْ / خُش ْ دَهََ ] ( حامص مرکب ) خوش سخنی. خوش گفتاری. نیکوکلامی.
فرهنگ فارسی
خوش سخنی خوش گفتاری
جمله سازی با خوش دهنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خوش بخند، ای گل بستان لطافت، که ترا بر گل از غنچه خندان دهنی ساختهاند
💡 فغان که آتش کین آشیان ما را سوخت به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی
💡 فریاد که از بی دهنی درد دل ما وقوف به تقریر زبان است و زبان نیست
💡 دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت روز خود تیره ز زلف سیهی باید کرد
💡 دل ابنای زمان را خبر از شادی نیست همچو گل هر که بدیدم دهنی خندان ساخت
💡 می توانستم ازان لب، دهنی شیرین کرد خال اگر چشم ازان کنج دهن برمی داشت
💡 او با خوش دهنی و استفاده از عبارات بسیار چاپلوسانه، سعی کرد نظر مدیر شرکت را درباره پروژه جدید خود به طور مثبت جلب کند.
💡 گاهی اوقات خوش دهنی و دادن وعدههای توخالی در روابط تجاری میتواند باعث از بین رفتن اعتماد مشتریان و نابودی کامل اعتبار یک کسبوکار شود.
💡 نباید با خوش دهنی و کلمات شیرین، حقیقتهای تلخ را از شنیدن مردم پنهان کرد، زیرا صداقت در بلندمدت همیشه نتایج بسیار بهتری به همراه دارد.