لغت نامه دهخدا
خوش دهنی. [ خوَش ْ / خُش ْ دَهََ ] ( حامص مرکب ) خوش سخنی. خوش گفتاری. نیکوکلامی.
خوش دهنی. [ خوَش ْ / خُش ْ دَهََ ] ( حامص مرکب ) خوش سخنی. خوش گفتاری. نیکوکلامی.
خوش سخنی خوش گفتاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش بخند، ای گل بستان لطافت، که ترا بر گل از غنچه خندان دهنی ساختهاند
💡 فغان که آتش کین آشیان ما را سوخت به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی
💡 فریاد که از بی دهنی درد دل ما وقوف به تقریر زبان است و زبان نیست
💡 دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت روز خود تیره ز زلف سیهی باید کرد
💡 دل ابنای زمان را خبر از شادی نیست همچو گل هر که بدیدم دهنی خندان ساخت
💡 می توانستم ازان لب، دهنی شیرین کرد خال اگر چشم ازان کنج دهن برمی داشت