لغت نامه دهخدا
( خوش آب وهوائی ) خوش آب وهوائی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ُ هََ ] ( حامص مرکب ) اعتدال. نه گرمی و نه سردی. نزهت. ( یادداشت مؤلف ).
( خوش آب وهوائی ) خوش آب وهوائی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ُ هََ ] ( حامص مرکب ) اعتدال. نه گرمی و نه سردی. نزهت. ( یادداشت مؤلف ).
( خوش آب و هوائی ) اعتدال نه گرمی و نه سردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کجاست بلبل خوش نغمه گو بیا و ببین که باد صبح نسیمی زنوبهار آورد
💡 بود که رحم کنی بر دل شکستهٔ من بسوز سینه بزارم چه خوش بود به خدا
💡 761-(خداوند كامل كننده نور خودش هست گرچه كافران را خوش نيايد) سوره صف/8
💡 سیدا مرغ خوش الحان ز چمن بیرون است طوطی و زاغ یکی درنظر گردون است
💡 با من کشتهٔ هجران نفسی خوش بنشین تا مگر زنده شوم زآن نفس روحانی