لغت نامه دهخدا
خوره استخر. [ خوَ / خ ُ رَ / رِ ی ِ اِ ت َ ] ( اِخ ) نام یکی از بخشهای فارس قدیم. رجوع به خوره و تاریخ سیستان 26 شود.
خوره استخر. [ خوَ / خ ُ رَ / رِ ی ِ اِ ت َ ] ( اِخ ) نام یکی از بخشهای فارس قدیم. رجوع به خوره و تاریخ سیستان 26 شود.
نام یکی از بخشهای فارس قدیم
💡 به دستور کمیته انقلاب و با هدف پیشگیری از اختلاط زن و مرد، استخر شنای باشگاه آرارات که متعلق به ارامنه ایرانی بود تعطیل شد.
💡 تبلیغات روزانه کازینو، مسابقات رایگان و برجسته مانند مربع شرطبندی و استخر بازمانده نیز برای مشتریان فعال در دسترس است.
💡 تپه استخر گبرها در شهرستان شازند، بخش مرکزی، روستای پاکل واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۵۸۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خواهی ار گریه کنی از سر غیرت، بگذر از مدائن سوی استخر، از آن سو سوی شوش
💡 پس از گذشت چند ماه از این حادثه مسئولان عمق این استخر را کاهش دادند و فعالیت دوبارهٔ قایقها در آن شروع شد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به آلیس در سرزمین عجایب، آدمکشان میدسامر، صورت یک فرشته، استخر و کودک در زمان اشاره کرد.