لغت نامه دهخدا
خورده ریزه. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ زَ / زِ ] ( اِمرکب ) تکه های غذا که بر زمین افتد: گفت آری ای خداوند، سگان نیز از خورده ریزه ای که بیوفتد ازخوان فرزندان بخورند و بزیند. ( دیاتسارون ص 118 ).
خورده ریزه. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ زَ / زِ ] ( اِمرکب ) تکه های غذا که بر زمین افتد: گفت آری ای خداوند، سگان نیز از خورده ریزه ای که بیوفتد ازخوان فرزندان بخورند و بزیند. ( دیاتسارون ص 118 ).
تکه های غذا که بر زمین افتد: گفت آری ای خداوند سگان نیز از خورده ریزه که بیوفتد از خوان فرزندان بخورند و بزیند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردی با زنی ازدواج میکند که قبلاً به وسیلهٔ برادرش فریب خورده است...
💡 ای به یاد تو همه تاجوران کرده نشاط وی به نام تو همه ناموران خورده قسم
💡 مانتو او را با نام آختوئس میخواند و مینویسد که او خودکامهای بود که توسط یک تمساح خورده شد.
💡 میر می خورده مگر دی و بخفته ست امروز دیر خفته ست؛ مگر رنج رسیدش ز خمار
💡 از خورده های قند چه گویم که این زمان در دیده های اشک فشانم چو توتیاست
💡 ماهیچههای مصنوعی کوچک متشکل از نانولولههای کربنی پیچ خورده پر شده از پارافین، ۲۰۰ برابر قویتر از ماهیچههای انسان هستند.