لغت نامه دهخدا
خوردسالان. [ خوَرْدْ / خُرْدْ ] ( اِ ص مرکب ) جوانان. ( ناظم الاطباء ).
خوردسالان. [ خوَرْدْ / خُرْدْ ] ( اِ ص مرکب ) جوانان. ( ناظم الاطباء ).
جوانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نزاری از کهن سالان نزیبد طمع کردن چنین در وصلِ ماهی
💡 چو دوران عمرش بر آمد به هشت به دانش زهشتاد سالان گذشت
💡 چو یک چند سالان برآمد برین درختی پدید آمد اندر زمین