خور صلا

لغت نامه دهخدا

خورصلا. [ خوَرْ / خُرْ ص َ ] ( اِ مرکب )ذخیره. || مخزن. انبار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ذخیره یا مخزن انبار

جمله سازی با خور صلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد بیشتر ضیا و بهای جمال ملک خور بر سما برآمد اگر فرقدان نشست

💡 باده خور و مستی کن مستی چه کنی از غم دانی که به از مستی صد راه یکی مستی

💡 ساقی گزین و باده و می خور به بانگ زیر کز کشت، سار نالد و از باغ عندلیب

💡 می شناس ای نگار جان را قوت گاه می ده مرا و گه می خور

💡 آن کز سخطش ترک فلک زهره کند چاک احصای جلالش نبود در خور ادراک

💡 به خوبی شد چنان شهزاده منظور که در عالم چو خور گردیده مشهور

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز