خواجه روشنائی

لغت نامه دهخدا

خواجه روشنائی. [ خوا/ خا ج َ / ج ِ رَ / رُو ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پساکوه بخش کلات شهرستان دره گز، این دهکده در دره واقع با آب و هوای سردسیری است و 151 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان پساکوه بخش کلات شهرستان دره گز این دهکده در دره واقع با آب و هوای سردسیری است و ۱۵۱ تن سکنه.

جمله سازی با خواجه روشنائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قسمی که مراد از یک ثلث بوده باشد، صرفِ روشنائی و تعمیرِ بقعهٔ مبارکه و فرشِ میان‌بقعهٔ متبرکه اهتمام کرده.

💡 تا نیابد ز رخت شمع فلک پروانه روشنائی ندهد گنبد مینائی را

💡 رویش به روشنائی چون ماه نخشبا قدش به دلربائی چون سرو کشمرا

💡 ملک همی شدو آن روشنائی اندر پیش که روز نو شد و درهای روشنی بگشاد

💡 ترسم به دل فروشد از سرت آن سیاهی وز دل به سر برآمد زان بیم روشنائی

💡 او گستره بزرگی را از ژستها، روشنائی‌ها و تکنیک‌ها به ظهور رساند.

هنگ یعنی چه؟
هنگ یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز