لغت نامه دهخدا
خواب گزاره. [ خوا / خا گ ُ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مُعبِّر:
تعبیر بدولت رود از خواب گزاره
چون روی تو در خواب همی بینند احرار.منوچهری.
خواب گزاره. [ خوا / خا گ ُ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مُعبِّر:
تعبیر بدولت رود از خواب گزاره
چون روی تو در خواب همی بینند احرار.منوچهری.
معبر
💡 هستند، این سیستم ضعیف تر از آن است که بتواند چنین گزارهای را ثابت کند.
💡 در یک بررسی که در ۲۰۰۹ میلادی توسط پژوهشگران مکگیل[یادداشت ۱] و همکاران بینالمللی آنها انجام شد مشخص شد که ۸۶٪ دانشآموزان پاکستانی مقاطع بالای مدارس با این گزاره موافقند که «میلیونها فسیل نشان میدهد که برای میلیاردها سال حیات وجود داشتهاست و در طول زمان تحول پیدا کردهاست.»
💡 «سافرجت» (به معنی "حق رای") گزارهای بود در سراسر جهان برای کارزار زنان برای گرفتن حق رأی زنان بکار میرفت. در دهههای ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ (میلادی) هر مستعمرهای دستکم یک انجمن سافرجت داشت. سافرجتها هزاران امضا برای دادخواست خود گردآوری کردند تا به مجالس مستعمرات خود ارائه کنند.
💡 یک گزاره است میتواند با گزارهای دیگر عطف شود. برای نمایش دادن این رابطه باید با استفاده از پرانتزها مشخص کنیم که کدام گزارهها با هم عطف میشوند. برای نمونه
💡 زبان روبی پارادایمهای گوناگون برنامهنویسی از جمله برنامهنویسی تابعی، شیء گرا و بازتابی را پشتیبانی میکند، دارای گزارهها و متغیرهای پویا و مدیریت حافظه خودکار است.
💡 چون درستی گزاره برای هر سه حالت ممکن اثبات شد، پس گزاره بهطور کلی درست است.