لغت نامه دهخدا
خنده نوشین. [ خ َ دَ / دِ ی ِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خنده شیرین. خنده شکرین.
خنده نوشین. [ خ َ دَ / دِ ی ِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خنده شیرین. خنده شکرین.
خنده شیرین خنده شکرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوای لعل نوشین لبش بیرون کن از خاطر که گرد شکّرستانش ندارد آرزو رنگی
💡 سارا روستاپور نقش خاله سارا، دوست نوشین و ناهید، مجری برنامه کودک
💡 نمایشنامه کمدی «کیمیاگر» ترجمه داود دانشور، «ولپن» ترجمه عبدالحسین نوشین،
💡 ز شاخ سدره آمد نخل او برتر عجب دارم که چون آسیب سنگ ناکسان نوشین رطب خستش
💡 این چرخ زهرفام چو افعی است پیچ پیچ در بند گنج و مهرهٔ نوشین چه ماندهای
💡 اما او روشن نمیکند که درصورت یکی بودن این دو شخصیت و داشتن منصب پزشکی دربارِ این شخصیت، وزارت نوشینروان را چه شخصی عهدهدار بودهاست.