لغت نامه دهخدا
خنده زمین. [ خ َ دَ ی ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دمیدن سبزه و ریاحین. ( غیاث اللغات ).
خنده زمین. [ خ َ دَ ی ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دمیدن سبزه و ریاحین. ( غیاث اللغات ).
کنایه از دمیدن سبزه و ریاحین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند به خنده های خوش گریه من طلب کنی گریه شمع می طلب خنده صبح می نگر
💡 میکند فریاد بلبل از کمال شوق باد غنچه گویا خندهای در کار بلبل میکند
💡 گرچه در میخانه بر لب خندهها دارد قدح چشم عبرت سوی این بزم فنا دارد قدح
💡 عاشقی، بر خواری و بیاعتباری صبر کن عندلیب از خنده بیجای گل از جا نشد
💡 گریهٔ تلخ صراحی ترک شکر خنده را خوشترش چون طوطی از خواب گران انگیخته